يکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴

فرهنگی

کمدی موقعیت به‌ مثابه ابزار نقد اجتماعی در «اسباب زحمت»

کمدی موقعیت به‌ مثابه ابزار نقد اجتماعی در «اسباب زحمت»
پیام خوزستان - ایرنا / وقتی اسباب‌کشی بهانه‌ای برای ورود به خانه‌ها و زندگی‌های مختلف می‌شود، طنز می‌تواند کارکردی فراتر از خنده پیدا کند. «اسباب زحمت» با استفاده از کمدی ...
  بزرگنمايي:

پیام خوزستان - ایرنا / وقتی اسباب‌کشی بهانه‌ای برای ورود به خانه‌ها و زندگی‌های مختلف می‌شود، طنز می‌تواند کارکردی فراتر از خنده پیدا کند. «اسباب زحمت» با استفاده از کمدی موقعیت، تلاش می‌کند تصویری ملموس از دغدغه‌های طبقهٔ متوسط امروز ارائه دهد.
«اسباب زحمت» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن می‌کند: قرار نیست با کمدی‌ای طرف باشیم که خنده را به هر قیمتی تولید کند، بلکه خنده قرار است محصولِ موقعیت باشد؛ موقعیتی که ریشه در زیست واقعی طبقه‌ای دارد که این سال‌ها بیش از همیشه زیر فشار اقتصادی و بی‌ثباتی معیشتی قرار گرفته است. انتخاب روایت اپیزودیک، نخستین تصمیم مهم سازندگان برای رسیدن به این هدف است؛ تصمیمی که اگر درست ادامه پیدا کند، می‌تواند سریال را به یکی از قابل‌انعطاف‌ترین کمدی‌های اجتماعی تلویزیون بدل کند.
قالب اپیزودیک این امکان را فراهم می‌کند که «اسباب زحمت» در هر قسمت به سراغ یک خانه، یک خانواده و یک مسئلهٔ متفاوت برود؛ بدون آن‌که مجبور باشد به یک خط داستانی فرسایشی یا کش‌دار متکی بماند. حضور کاراکترهای اصلی در قالب کارگران اسباب‌کشی، هوشمندانه‌ترین انتخاب در این ساختار است. این شخصیت‌ها نه‌تنها به‌لحاظ شغلی مجوز ورود به حریم خصوصی آدم‌های مختلف را دارند، بلکه از نظر طبقاتی نیز در موقعیتی ایستاده‌اند که می‌توانند هم ناظر باشند و هم درگیر؛ هم ببینند و هم آسیب ببینند. همین موقعیتِ بینابینی، ظرفیت بالایی برای شکل‌گیری کمدی موقعیت و در عین حال نقد اجتماعی ایجاد می‌کند.
بازار
در دو قسمت ابتدایی، سریال تمرکز خود را روی مسئله‌ای نسبتاً معاصر و آشنا می‌گذارد: وسوسهٔ پولِ سریع و امید بستن به ترید و بازارهای پرریسک. پرداختن به این موضوع، اگرچه تازه و بکر نیست، اما در بستر روایت سریال کارکرد درستی پیدا می‌کند؛ چرا که ترید نه به‌عنوان یک «شوخی دم‌دستی»، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از وضعیت روانی و اقتصادی طبقه‌ای تصویر می‌شود که میان اضطرار معیشت و رؤیای جهش مالی سرگردان است. طنز اینجا از اغراق نمی‌آید، بلکه از تناقض میان امید، ناآگاهی و واقعیت بیرونی شکل می‌گیرد.
نکتهٔ مهم این است که آقاخانی در این مسیر، عامدانه از قضاوت مستقیم پرهیز می‌کند. سریال نه موعظه می‌کند و نه نسخه می‌پیچد. کاراکترها قربانی ساده‌لوحی خودشان نیستند؛ بلکه محصول شرایطی‌اند که انتخاب‌های غلط را محتمل و گاهی ناگزیر می‌کند. همین نگاه است که باعث می‌شود کمدی «اسباب زحمت» به ورطهٔ تمسخر یا تحقیر طبقاتی نیفتد و همچنان قابل لمس و همدلانه باقی بماند.
با این حال، موفقیت این رویکرد بیش از هر چیز به ادامهٔ مسیر وابسته است. اگر روایت اپیزودیک به تکرار چند مسئلهٔ محدود (مثل پول، بدهی یا ترید) ختم شود، سریال به‌تدریج کارکرد انتقادی خود را از دست می‌دهد. اما اگر هر اسباب‌کشی بهانه‌ای باشد برای ورود به یک مسئلهٔ تازهٔ اخلاقی، خانوادگی یا اجتماعی، «اسباب زحمت» می‌تواند از دل موقعیت‌های به‌ظاهر ساده، تصویری چندلایه از جامعهٔ امروز ارائه دهد؛ تصویری که هم می‌خنداند و هم به فکر فرو می‌برد.
در نهایت، کمدی موقعیت در «اسباب زحمت» زمانی به نقطهٔ قوت بدل می‌شود که «زحمت» فقط نام سریال نباشد، بلکه تجربهٔ مشترک شخصیت‌ها و مخاطبان باشد؛ تجربه‌ای که در قالب طنز روایت می‌شود، اما ریشه‌اش عمیقاً در واقعیت زندگی روزمره فرو رفته است.


نظرات شما