پیام خوزستان - قیمت یک دست مبل مینیمال در ابتدای سال 1403، 25 میلیون تومان بود. امسال قیمت آن به 150 میلیون تومان رسیده است. ما فقیرتر شدیم اما در کمال شگفتی تمایل به زندگی لوکس رو به افزایش است.
به گزارش خبر فوری، گرایش به مصرف کالاهای لوکس با وجود افزایش فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم کاهش نیافته است.
شاید در ظاهر مردم خرید برخی کالاها را کاهش داده یا از لیست خود خارج کردهاند اما تمنای خرید همچنان وجود دارد. این در حالی است که این کالاهای لوکس اغلب وارداتی است و زمانی که به سبک زندگی غربیها نگاه میکنیم، مردم کشورهایی که داشتن کالاهای لوکسشان حسرتی بر دل ماست اغلب از آنها استفاده نمیکنند.
ریشه اصلی وابستگی به برندهای خارجی، تبلیغات مافیای واردات است که عطشی سیری ناپذیر در دریافت دلارهای دولتی وواردات کالاهای لوکس دارد. آن هم در شرایطی که کشور در شرایط بحران اقتصادی است و محاصره دریایی و تحریم، گلوی اقتصاد ایران را می فشارد.
اما واقعا چرا درحالی که گاهی حتی دارو هم در دسترس نیست، هنوز برخی دمبال لاکچری بازی با لوازم خانگی خارجی هستند؟
به منظور بررسی چرایی این موضوع به سراغ یکی از جامعه شناسان رفتیم. دکتر محمدرضا رنجبر محمدی معتقد است این پدیده یک تناقض ظاهری است؛ هرچه فشار اقتصادی بیشتر میشود، الزاماً میل به نمایش مصرف کمتر نمیشود و حتی در برخی موارد میتواند بیشتر هم بشود. دلیلش این است که مصرف فقط برای رفع نیاز نیست، بلکه در جامعه امروز به ابزاری برای هویتسازی، کسب منزلت اجتماعی و دریافت تأیید دیگران تبدیل شده است.
مصرف فقط برای رفع نیاز نیست، بلکه در جامعه امروز به ابزاری برای هویتسازی، کسب منزلت اجتماعی و دریافت تأیید دیگران تبدیل شده است
نمایش موقعیت اجتماعی با برخی کالاها
وی افزود: از منظر جامعهشناسی، مفهوم مصرف نمایشی تورستین وبلن به خوبی این وضعیت را توضیح میدهد. یعنی فرد گاهی یک کالا یا سبک زندگی را نه فقط به دلیل نیاز واقعی، بلکه برای نشان دادن موقعیت اجتماعی خود مصرف میکند. امروز شبکههای اجتماعی نیز این مسئله را تشدید کردهاند. برای مثال، ممکن است خانوادهای از نظر اقتصادی تحت فشار باشد، اما همچنان برای خرید خودروی گرانتر، تلفن همراه برند، لباس خاص یا سفر پرهزینه تلاش کند، چون احساس میکند نمایش این سبک زندگی بخشی از جایگاه اجتماعی اوست.
به گفته رنجبر محمدی از طرف دیگر، نظریه مقایسه اجتماعی توضیح میدهد که افراد خودشان را با دیگران مقایسه میکنند؛ در حالی که آنچه در شبکههای اجتماعی میبینند معمولاً بخش انتخابشده و ویترینی زندگی دیگران است. در نتیجه، فرد ممکن است درآمد و هزینههای واقعی خودش را با تصویری از زندگی دیگران مقایسه کند که اساساً تمام واقعیت زندگی آنها را نشان نمیدهد. همین مسئله میتواند احساس عقبماندن و فشار برای شبیهشدن به دیگران را افزایش دهد.
این جامعه شناس ادامه داد: بنابراین، مسئله را نباید صرفاً به ولخرجی یا تجملگرایی مردم تقلیل داد. پشت بخشی از این رفتارها، نیاز به منزلت، دیدهشدن، تعلق اجتماعی و حتی جبران نمادین فشارهای اقتصادی قرار دارد.
مردم باید سواد رسانهای خود را ارتقا دهند
این پژوهشگر اجتماعی معتقد است راهکار هم صرفاً این نیست که به مردم بگوییم کمتر مصرف کنند. برای مثال، در حوزه سواد رسانهای میتوان به جوانان آموزش داد که چگونه یک صفحه اینستاگرامی را از نظر تبلیغ پنهان، نمایش گزینشی زندگی و ایجاد مقایسه اجتماعی تحلیل کنند. وقتی فرد متوجه شود آنچه در فضای مجازی میبیند لزوماً واقعیت کامل زندگی دیگران نیست، فشار روانی برای شبیهشدن به آن سبک زندگی کاهش پیدا میکند.
وقتی فرد متوجه شود آنچه در فضای مجازی میبیند لزوماً واقعیت کامل زندگی دیگران نیست، فشار روانی برای شبیهشدن به آن سبک زندگی کاهش پیدا میکند
به گفته رنجبر محمدی راهکار دیگر این است که برای منزلت اجتماعی، مسیرهای غیرمادی بیشتری ایجاد کنیم. مثلاً در محلهها، دانشگاهها و محیطهای اجتماعی از افرادی که در فعالیتهای داوطلبانه، فرهنگی، علمی یا حل مسائل محله مشارکت میکنند، تقدیر شود. در این صورت، یک جوان میتواند از طریق دانش، مهارت، خلاقیت و مشارکت اجتماعی هم دیده و محترم شود و منزلت اجتماعی خود را فقط از طریق برند، خودرو یا کالاهای گرانقیمت تعریف نکند.

وی افزود: همچنین باید تفریح و تجربه اجتماعی را از انحصار مصرف گران خارج کنیم. توسعه فرهنگسراها، کتابخانهها، فضاهای ورزشی، پارکهای شهری و برنامههای هنری و اجتماعی کمهزینه میتواند به خانوادهها امکان دهد بدون پرداخت هزینههای سنگین، تجربه اجتماعی باکیفیتی داشته باشند. نتیجه این است که اوقات فراغت کمتر با خرید و مصرف گرانقیمت گره میخورد.
این جامعه شناس با اشاره به نقش رسانه نیز گفت: در حوزه رسانه و تبلیغات نیز میتوان الگوهای متنوعتری از موفقیت را به جامعه معرفی کرد. وقتی در کنار نمایش خودرو، خانه، سفر و کالاهای لوکس، داستان معلم، پژوهشگر، ورزشکار، کارآفرین یا فردی که برای حل مسئله محله خود فعالیت کرده نیز برجسته شود، تعریف موفقیت در جامعه از «بیشتر داشتن» به سمت «توانمندتر و مؤثرتر بودن» حرکت میکند.
وی تاکید کرد: حتی در سطح فردی نیز میتوان از راهکارهای سادهای استفاده کرد. مثلاً قبل از خرید یک کالای گرانقیمت از خودمان بپرسیم: اگر قرار نبود کسی این کالا را ببیند، باز هم آن را میخریدم؟ این سؤال ساده کمک میکند تفاوت میان مصرف برای نیاز و مصرف برای نمایش را بهتر تشخیص دهیم.
قبل از خرید یک کالای گرانقیمت از خودمان بپرسیم: اگر قرار نبود کسی این کالا را ببیند، باز هم آن را میخریدم؟ این سؤال ساده کمک میکند تفاوت میان مصرف برای نیاز و مصرف برای نمایش را بهتر تشخیص دهیم
برنامه فرهنگی نمیتواند فشار اقتصادی را بکاهد
این کارشناس همچنین به تفکیک برنامههای فرهنگی و اقتصادی نیز اشاره کرد و افزود: البته در کنار همه این اقدامات، نباید عامل اقتصادی را نادیده گرفت. هیچ برنامه فرهنگی نمیتواند جای کاهش ناامنی و فشار اقتصادی را بگیرد. هرچه آینده اقتصادی برای خانوادهها قابل پیشبینیتر باشد، امکان برنامهریزی مالی و مصرف عقلانی نیز بیشتر میشود.
رنجبر محمدی متذکر شد: بنابراین هدف جامعهشناختی، مبارزه با مصرف نیست؛ مسئله این است که ارزش انسان را از قیمت کالاهایی که مصرف میکند جدا کنیم. اگر این اتفاق بیفتد، فشار اجتماعی برای زندگی نمایشی کاهش پیدا میکند و منابع خانوار میتواند بیشتر به سمت رفاه واقعی، آموزش، تجربه، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی هدایت شود.