پیام خوزستان - فارس / فاجعه آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، یکی از سیاهترین پروندههای ساختاری رژیم پهلوی و سازمان جهنمی ساواک است.
۲۸ مرداد یادآور یکی از تلخترین و جنایتبارترین وقایع تاریخ معاصر ایران است؛ شبی که در سال ۱۳۵۷ و همزمان با سالگرد کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سالن نمایش سینما رکس آبادان در میان غرش شعلههای آتش و دود به جهنمی سوزان برای صدها تن از شهروندان بیگناه تبدیل شد. این فاجعه هولناک که با بستن دربهای خروجی و قفل کردن مردم در میان آتش انجام شد، یکی از برجستهترین نمونههای جنایت ساختاری و اتاق فکرهای برههسازی رژیم پهلوی و سازمان جهنمی ساواک برای مهار امواج خروشان انقلاب اسلامی بود.

سناریوی شوم «وحشت بزرگ» برای بدنامسازی انقلاب
در تابستان سال ۱۳۵۷، در حالی که پایههای حکومت پهلوی زیر پای خشم مقدس ملت ایران میلرزید، محمدرضا پهلوی در یکی از سخنرانیهای خود مخالفان را به ایجاد «وحشت بزرگ» متهم کرد و مدعی شد که آنان به دنبال نابودی کشورند . تنها چند روز پس از این مواضع، فاجعه سینما رکس آبادان به وقوع پیوست.
تحلیل عملکرد دستگاه امنیتی رژیم نشان میدهد که ساواک به دنبال اجرای یک عملیات تحت پوشش (فالس فلگ) و ایجاد یک شوک روانی سنگین در جامعه بود تا با قربانی کردن صدها زن، مرد و کودک بیگناه، جریان مذهبی و انقلابی را به عنوان عناصری ضد مردمی و خشونتطلب در افکار عمومی داخلی و بینالمللی بدنام سازد.
حضرت امام خمینی(ره) سه روز پس از این جنایت، در ۳۱ مرداد ۱۳۵۷ با درایت بینظیر خود در پیامی تاریخی از نجف اشرف، ابعاد این قضیه را افشا کرده و فرمودند: «دست داشتن شاه و دستگاه امنیتی او در این فاجعه بزرگ جای تردید نیست... این یک شاهکار بزرگ از شاه برای بدنام کردن نهادهای اسلامی و مذهبی است.»

قفل کردن درها و تعلل عمدی در امدادرسانی؛ شواهد قاطع از نقش رژیم
اسناد و شهادتهای عینی حاکی از آن است که عوامل انتظامی و امنیتی وابسته به شهربانی و ساواک آبادان، در وقوع و گسترش ابعاد این فاجعه نقش مستقیم و تسهیلکننده داشتهاند:
۱. مسدود کردن دربهای خروجی: بر اساس شهادت نجاتیافتگان و شاهدان عینی، دربهای اضطراری و خروجیهای اصلی سینما از بیرون قفل و بست شده بودند تا هیچیک از تماشاگران نتوانند از کانون آتش بگریزند.
۲. ممانعت از کمکرسانی مردم: مأموران شهربانی و ساواک بلافاصله پس از شعلهور شدن آتش، محوطه اطراف سینما را محاصره کرده و مانع از آن شدند که مردم و جوانان شهر دربها را بشکنند یا به یاری بستگان گرفتار خود بشتابند.
۳. تعلل در اطفای حریق: ماشینهای آتشنشانی با تأخیری غیرعادی و بدون آب به محل حادثه رسیدند و شیرهای آتشنشانی اطراف سینما نیز از پیش قطع شده بودند؛ مسئلهای که نشاندهنده یک هماهنگی و سناریوی قبلی برای بالا بردن تلفات بود.

شکست رسانهای پهلوی و رسوایی ساواک نزد انظار بینالمللی
دستگاه تبلیغاتی رژیم پهلوی بلافاصله پس از فاجعه، تلاش کرد با راه انداختن جنجال رسانهای، نیروهای مذهبی را مسئول این ترور دستهجمعی معرفی کند. اما خشم مردم و هوشیاری جامعه تمام نقشههای ساواک را نقش بر آب ساخت.حتی دیپلماتها و تحلیلگران غربی نیز به ساختگی بودن سناریوی رژیم اذعان کردند.
هنری پرکت، مسئول وقت میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا، در گزارشهای خود تصریح کرد که هیچکس در ایران ادعاهای رژیم شاه درباره دست داشتن روحانیون را باور نکرد و افکار عمومی یکپارچه ساواک و حکومت را عامل اصلی این فاجعه میدانست.

کاتالیزوری که طومار رژیم سفاک را در هم پیچید
رژیم پهلوی و سازمان ساواک تصور میکردند با ایجاد جهنم سینما رکس میتوانند مردم آبادان — به عنوان قطب صنعتی و نفتی کشور — را از بدنه انقلاب جدا کنند؛ اما این جنایت به نقطه عطف و شتابدهنده اصلی قیام تبدیل شد. اعتصابات سراسری در شرکت نفت خوزستان و راهپیماییهای بیسابقهای که پس از خاکسپاری شهیدان سینما رکس شکل گرفت، ضربه نهایی را بر پیکر نیمهجان رژیم وارد ساخت و سقوط دژ مستبدانه پهلوی را چند ماه تسریع کرد.
امروز با گذشت سالها از ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، پرونده سینما رکس آبادان همچون مدالی از سند رسوایی و خباثت بر سینه رژیم پهلوی و سازمان منحوس ساواک باقی مانده است؛ جنایتی که هرگز از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد.