شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

گفتگو

یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی:

یکی از ویژگی‌های امامان شیعه تبدیل تهدیدها به فرصت بود/ تلاش های ائمه برای بازگرداندن جامعه به عصر پیامبر موفق نبود/ نتیجه آسیب شناسی امام سجاد (ع) بعد از واقعه عاشورا این بود که سیاست فاسد منجر به آسیب به دین شده است

یکی از ویژگی‌های امامان شیعه تبدیل تهدیدها به فرصت بود/ تلاش های ائمه برای بازگرداندن جامعه به عصر پیامبر موفق نبود/ نتیجه آسیب شناسی امام سجاد (ع) بعد از واقعه عاشورا این بود که سیاست فاسد منجر به آسیب به دین شده است
پیام خوزستان - یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی تاکید کرد:یکی از ویژگی‌های امامان شیعه، این بود که تهدیدات را تبدیل به فرصت می‌کردند و از ...
  بزرگنمايي:

پیام خوزستان - یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی تاکید کرد:یکی از ویژگی‌های امامان شیعه، این بود که تهدیدات را تبدیل به فرصت می‌کردند و از این جهت خیلی توانمند بودند.

غلامرضا ظریفیان پنجشنبه ۲۲مرداد و همزمان با شام شهادت امام رضا(ع)، در سلسله‌نشست‌های دینی و فرهنگی که از سوی مجمع دینی احیای فضیلت به مناسبت ایام پایانی ماه صفر با موضوع «موقعیت، اقدامات و میراث امام رضا در خراسان» برگزار شد بیان کرد: ورود به ماه ربیع را به همه خوش‌آمد می‌گویم و ان‌شاءالله این ایام، ایام خوشی برای جامعه ما باشد و جامعه ما از شر دشمنانش مصون داشته شود.
وی در ادامه اظهار کرد: در این ایام یاد و خاطره همه شهدای آزادی از ابتدا تا امروز و شهدای این دو جنگ، به‌خصوص دانش‌آموزان مدرسه میناب را گرامی می‌داریم و برای همه آنها آرزوی غفران، رحمت و لطف الهی داریم.
ظریفیان با اشاره به موضوع سخنرانی خود درباره امام رضا(ع) تصریح کرد: موضوع بحث من، همان‌طور که خدمت شما عنوان شد، امام رضا(ع)، موقعیتی که در آن قرار داشتند، اقداماتی که انجام دادند و پیامدها و آثاری است که امام رضا(ع) در خراسان داشتند.
وی در ادامه‌گفت: برای اینکه به این بحث بپردازم، باید مقدمه‌ای را، شاید کمی بیش از یک مقدمه، خدمت شما عرض کنم تا ببینیم موقعیت امام رضا(ع) در میان امامان قبل از ایشان چگونه بوده و نهایتاً در دورانی که در خراسان بودند، چه شرایطی داشتند.
ظریفیان با اشاره به دوره زندگی امام رضا(ع) گفت: امام رضا(ع) از سال ۱۸۳ هجری قمری تا سال ۲۰۱ هجری قمری در مدینه بودند و از سال ۲۰۱ تا ۲۰۳ هجری قمری نیز در خراسان حضور داشتند؛ یعنی بیش از دو سال بیشتر در خراسان نبودند.
هیچ گاه امام رضا ( ع) در مشهد نبودند
وی افزود: امام رضا(ع) هیچ‌وقت خودشان به مشهد نیامدند؛ یعنی به «سنا آباد» نیامدند، بلکه بعد از اینکه به شهادت رسیدند، جنازه ایشان به مشهد منتقل شد. خودشان هیچ‌وقت در مشهد نبودند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: آن دو سال هم در ایران امروز نبودند، بلکه در ایران آن روز بودند. آن دو سال را در شهری به نام «مرو» بودند و در آنجا، در کنار کاخ مأمون و در مسجد اعظم، حضور داشتند و مراکزی داشتند. اکنون نیز برخی آثار، البته بسیار اندک، از آن دوره باقی مانده است.
ظریفیان در ادامه با اشاره به اینکه تقسیم‌بندی زندگی امامان را می‌توان به شکل‌های مختلف انجام داد، گفت: این تقسیم‌بندی یک امر اعتباری است و من زندگی امامان را این‌گونه تقسیم می‌کنم؛ از سال ۱۱ هجری تا سال ۶۱ هجری که منجر به شهادت امام حسین(ع) می‌شود، یک دوره است؛ یک بسته و یک پکیج که زمانه و زمینه‌ای که در این دوران وجود دارد، کاملاً متفاوت با زمانه و زمینه دو دوره بعد است.
پیامبر کارنامه‌ای دارد که اصطلاحاً به آن «اساس تنزیل» می‌گویند
وی افزود: پیامبر(ص) کارنامه‌ای دارد که اصطلاحاً به آن «اساس تنزیل» می‌گویند؛ یعنی اصل قرآن نازل شده و پیامبر نیز مبتنی بر قرآن و در عین حال متناسب با مقتضیات زمان عمل کردند و یک کارنامه ۲۳ ساله دارند.
ظریفیان ادامه داد: از دوره امام علی(ع) تا دوره امام حسین(ع)، تمام تلاش ائمه بر ارائه فهم درست از دین و تلاش برای اینکه انسان‌هایی را بر اساس آن منطق تربیت کنند،بود. در این دوره نقطه کانونی فعالیت‌های امامان از امام علی(ع) تا امام حسین(ع)، تلاش برای این بود که این جامعه را به دوره پیامبر(ص) برگردانند.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه دوره پیامبر(ص)، دوره رفرنس، دوره مرجع و دوره الگو بود بیان کرد: تمام تلاش امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) این بود که این مسیر را به آن دوره برگردانند؛ تا جایی که وقتی امام حسین(ع) حرکت می‌کند، صراحتاً می‌گوید من خارج شدم برای اینکه امتم را، امت جدم را اصلاح کنم؛ یعنی آن را به آموزه‌هایی که در دوره پیامبر(ص) وجود داشت، برگردانم.
تلاش های ائمه برای بازگرداندن جامعه به عصر پیامبر موفق نبود
ظریفیان با بیان اینکه تلاش‌های ائمه در این زمینه مقرون به موفقیت نشد اظهار کرد: جامعه به عصر پیامبر(ص) برنگشت و این دوره را می‌توان دوره «اصل تعدیل» نامید؛ یعنی اصل برگشت به اول و برگشت به دوره پیامبر(ص).
وی ادامه داد: حاصل این روند، عاشورا شد. مسلمان‌ها مسیر را به جای اصالت حقیقت، به سمت اصالت قدرت بردند و حاصل آن این شد که حاکمانی بر مصدر حکومت آمدند که اساساً با بنیاد و اساس پیامبر(ص) در تعارض بودند.
ظریفیان افزود: تا جایی که امام حسین(ع) صراحتاً گفت «و علی الاسلام السلام»؛ یعنی اگر کسی مثل یزید حاکم شود، اسلام تمام شده است و پایان این قضیه نیز شهادت امام حسین(ع) بود.
وی در ادامه گفت: این یک مقطع بود و مقطع دوم از دوره امام سجاد(ع)، یعنی از سال ۶۱ هجری تا سال ۲۰۳ هجری، یعنی حدود نزدیک به ۱۵۰ تا ۱۶۰ سال، مسیر دیگری انتخاب شد.
ظریفیان تصریح کرد: امامان ما همه یک هدف داشتند، اما نوع کنش، منطق و روش آنها با یکدیگر متفاوت بود. سبک امامان با یکدیگر متفاوت است؛ سبک امام حسن(ع) با سبک امام حسین(ع) متفاوت است، اما سبک و حقیقت آنها یکی است، چون زمینه و زمانه‌شان متفاوت بود.
ظریفیان با اشاره به تصور رایج جامعه از امام سجاد(ع)، گفت: تصوری که از امام سجاد(ع) در جامعه مسلمان‌ها و شیعیان وجود دارد، چیست؟ یک امام آسیب‌دیده و مریض که همواره در حال دعا کردن است؛ از طرف دیگر ضعف جسمی دارد و هر وقت یک کمی حالش بهتر می‌شد، تقویت می‌شود، سجاده را شروع می‌کند، دعا می‌خواند و نماز می‌خواند و هر وقت یک کمی حالش بد می‌شود، می‌رود. تصور از امام سجاد(ع) همین است.
وی افزود: در حالی که این تصور درست نیست. شاید بیشترین دوره امامت را در میان امامان دارد؛ ۳۵ سال دوره امامت امام سجاد(ع) است و یکی از فعال‌ترین، پرکارترین و با برنامه‌ترین امامان شیعه است. اصلاً تصور ما با آنچه امام سجاد(ع) انجام داده، خیلی متفاوت است.
امام سجاد (ع) بعد از واقعه عاشورا به یک تامل جدی پرداخت
ظریفیان ادامه داد: اولین کار امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا چه بود؟ به جای اینکه هیجانی شوند و بروند دنبال چیزهایی که این روزها خیلی دنبال آن هستند و هیجانی و شور، امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا به یک تأمل جدی پرداخت؛ به اصطلاح امروزی یک نوع آسیب‌شناسی، یک نوع پاتولوژی انجام داد.
وی در ادامه گفت: چه شد که مسلمان‌ها که پیامبرشان «وَما أرسَلناکَ إِلّا رَحمَهً لِلعالَمین» است، به جایی رسیدند که بهترین انسان‌های زمان خودشان، یعنی «الحسن و الحسین سید شباب اهل الجنه» را به نام دین و «قربت الی الله» با فجیع‌ترین شکل به شهادت می رسانند؟ حتی به طفل شش‌ماهه حضرت سیدالشهدا آب نمی‌دهند آن هم با شعار «قربت الی الله»؛ ، وقتی شعار دین درست فهمیده نشود، جنایتش خیلی بالاست. چه شد که امام به جای اینکه هیجانی شود و بگوید باید برویم انتقام پدرم را بگیریم، به آسیب شناسی روی آورد؟
نتیجه آسیب شناسی امام این بود که سیاست فاسد منجر به آسیب به دین شده است
وی در ادامه بیان کرد: یک آسیب‌شناسی انجام شد و آسیب‌شناسی امام کار را به اینجا رساند که اصلاً مشکل دیگر در عرصه سیاست نیست؛ سیاست آسیب دیده، سیاست فاسد شده، سیاست رفته به سمت قدرت، اما سیاست عامل فساد دین شده و هم دین اصلاً عوض شده و معرفی شده است. اصلاً فکر نکنید کسانی که امام حسین(ع) را کشتند مذهبیو خداپرست نبودند؛ آنها با نام خدا، امام حسین(ع) را کشتند و با فهمی که از الهیات دیگری داشتند، دست به جنایت زدند و به اسارت زدند.
ظریفیان ادامه داد: بنابراین امام به این نتیجه رسید که تا یک بار دیگر قرآن بازخوانی نشود، دین بازخوانی نشود، عدالت بازخوانی نشود، نبوت بازخوانی نشود و امامت بازخوانی نشود، همین‌طور اگر صدها هزار نفر هم کشته شوند، فایده‌ای ندارد. ده‌ها عاشورا هم رخ بدهد، مسئله حل نمی‌شود. بنابراین کار امام این است که ببیند مسئله کجاست؛ کار امام هدایت است و باید ببیند مسئله در کجا قرار دارد.
وی با اشاره به رویکرد امام سجاد(ع) در دوران امامت خود، گفت: بعد از این آسیب‌شناسی به این نتیجه رسید که اساساً عرصه سیاست علوی را تغییر دهند و برخلاف تصوری که در میان ما شیعیان هست که امام سجاد آغازگر حرکت جدید است و در ادامه این روند امام صادق(ع) مدرسه و مکتب خود را پایه گذاشت و تأسیس کرد، این‌گونه نیست. در واقع مدرسه را امام چهارم، امام سجاد(ع)، ایجاد کرد.
امام سجاد به این نتیجه رسید تا دوباره فهم درست از دین شکل نگیرد بار ها جنایت عاشورا تکرار میشه شود
ظریفیان افزود: امام سجاد(ع) به این نتیجه رسید تا فهم دوباره و درست از دین ایجاد نشود، باز هم به نام دین ده‌ها بار جنایت عاشورا تکرار می‌شود. بنابراین از سال ۶۱ تا دوره امام رضا(ع) که آخرین حلقه روش است، رویکرد، راهبرد و استراتژی، امامان این شد که بروند مسئله فهم دین، فهم علم و فهم فرهنگ را در جامعه ایجاد کنند و دوباره قرآن را بازخوانی کنند.
وی تصریح کرد: بنابراین کار را امام سجاد(ع) شروع کرد و شما اگر صحیفه را با همین نگاه کنید، صحیفه سجادیه یک دوره خداشناسی مبتنی بر قرآن است. خدا کیست؟ از دل این خدای خونی، خشونت درمی‌آید؟ بی‌رحمی درمی‌آید یا نه؟ این خدا، خدای لطیف، خدای عالم، خدای قادر و خدای بخشنده است.
ظریفیان ادامه داد: کار دوم امام سجاد(ع) که کمتر آن را می‌بینیم، «رساله حقوق» است. امام به این نتیجه رسید که در جامعه اسلامی چیزی که دیگر ارزش ندارد، حقوق انسان‌هاست. همه انسان‌ها، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، از حقوقی برخوردارند و امام بر این اساس «رساله حقوق» را تدوین کرد، چون مسئله اینجا بود و مشکلات اینجا بود. دیگر در چکاچک شمشیر نبود، در انقلابی‌گری نبود.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه این کار البته فرصت طلایی هم ایجاد کرد کفت: مخصوصاً در دوره امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که بنی‌امیه دچار ضعف شدند و با مشکلات درونی برخورد کردند و امام باقر(ع) فرصت پیدا کرد این مدرسه را گسترش دهد. امام صادق(ع) آن را تبدیل کرد به یک آکادمی بسیار بزرگ و تربیت نیروهای انسانی و ارائه فهم درست از دین، از الهیات و از فقه. این کار بزرگی بود که امام سجاد(ع) مؤسس آن بود و خیلی هم زحمت کشید.
ظریفیان افزود: کار امام، پدر امام و امام بعد، در این دوره و در دوره امام صادق(ع) ادامه پیدا کرد. بنی‌امیه سقوط کرد و بنی‌عباس آمد. البته کار خیلی سخت شد، چون بنی‌امیه عمدتاً منطقش بر منطق عربی‌گری بود، خیلی اهل علم و دانش نبود، دنبال خشونت بود، دنبال ثروت بود.
وی ادامه داد: بنی‌عباس این‌گونه نبودند. بنی‌عباس دانشمندانی در کنار خود داشتند؛ خلفایشان بسیار بسیار باسوادتر از بنی امیه بودند. مأمون یک دانشمند بزرگ است، یک دانشمند و یک شیعه‌شناس بزرگ است. رفتند به سمت دانش، رفتند به سمت علم، رفتند به سمت تمدن. پایتخت را از شام به سمت بغداد آوردند که نزدیک پایتخت ساسانیان بود. 
در مناظرات امام رضا، وقتی فردی وارد می‌شد، امام تمام‌قد مقابل او بلند می‌شد، با احترام او را می‌نشاند و کنار خودش قرار می‌داد
در خصوص امام هفتم نیز تصور نادرستی شکل گرفته است
وی با اشاره به تصور نادرست از امام هفتم(ع)، اظهار کرد: باز تصور غلطی که ما از امام هفتم(ع) داریم، معمولاً به کجا می‌رسیم؟ دعا می‌کنیم. وقتی می‌خواهیم به زندانی‌ها برسیم، می‌گوییم امام هفتم(ع)، وقتی می‌رسیم دعا می‌کنیم خدایا این زندانی‌ها را نجات بده. البته امام زندان بوده، ولی امام هفتم هم مثل امام سجاد(ع) بیشترین تلاش را داشت و بسیار فعال بود.
وی در ادامه تاکید کرد: اگر امام هفتم(ع) امروز زنده بود، یعنی امروز در قید حیات بود، یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌سازهای امروز بود. امام سجاد(ع) چه کار کرد؟ امام هفتم(ع) در سراسر جهان اسلام یک شبکه بزرگی را درست کرد به نام شبکه وکیلان؛ آدم‌های باسواد که امام صادق(ع) تربیت کرده بود.
ظریفیان ادامه داد: دانشی که امام باقر(ع) و امام صادق(ع) تعریف کردند، یک شبکه بزرگ آدم‌های باسواد بود؛ یک شبکه بزرگ آدم‌های باسواد را فرستاد مناطق مختلف جهان اسلام آن روز، که آدم‌های باسواد بودند. بعد هم شروع کرد به خیریه درست کردن، مراکز آموزشی درست کردن. این آدم‌ها در سراسر جهان اسلام این دانش را توزیع کردند.
بنی امیه بسیار ضعیف تر از بنی عباس بود
ظریفیان با اشاره به نقش قدرت نرم، دانش و فرهنگ در تحولات تاریخی گفت: ببینید، بنی‌امیه بسیار بسیار ضعیف‌تر از بنی‌عباس بودند. فاصله‌شان با زمان پیغمبر ۵۰ سال بیشتر نبود. چه شد که بنی‌امیه امام حسین را برد در گوشه‌ای به نام کربلا، شهیدش کرد، خانواده را اسیر کرد و صدای جدی هم از جهان اسلام بیرون نیامد؟ یزید بر خلاف تصور رایج نه تنها پشیمان نشد بلکه دو سال بعد به مدینه حمله کرد و ۴۰۰۰ نفر را کشت، به ۹۰۰ زن مسلمان به نام دین، به نام خدا تجاوز کردند. 
وی در ادامه با اشاره به دوره امام موسی کاظم و امام رضا در عصر هارون الرشید طرح این پرسش که هارون‌الرشید و مأمون چه نیازی به امام رضا داشتند گفت: امام رضا که یک دانشمند بزرگ بود، در یک گوشه‌ای تو مدینه داشت درس می‌داد. چه نیازی هارون به او داشت؟
ظریفیان در ادامه بیان کرد: هارون‌الرشید چهار پنج تا قصر داشت. هر امپراطور را می‌آوردند دم قصر اول، پیاده می‌کردند، پیاده می‌آمد این قصرها را می‌دید، گالری‌ها را می‌دید تا می‌رسید به بارگاه هارون‌الرشید و وقتی می‌رسید، دیگر فهمیده بود که چقدر آدم بزرگی است.
وی افزود: تنها کسی که اجازه داشت با اسبش این کاخ‌ها را بیاید جلو تا بیاید دم قصر اصلی هارون‌الرشید، امام موسی کاظم (ع) بود. سپرده بود هر وقت امام موسی آمد، می‌آمد دم در قصر، دست امام موسی را می‌گرفت، می‌برد، می‌نشاند روی تخت خودش.امام موسی کاره‌ای نبود؛ نه لشکر داشت، نه قدرت نظامی داشت.
وی در ادامه گفت: مأمون آدم بسیار باسوادی بود اما آدم قدرت طلبی بود. در امامت امام جواد بسیاری از شیعیان تردید کردند. یکی از کسانی که استدلال علمی کرده در امامت امام جواد، مأمون است.ولی قدرت اینجوری است. اگر قدرت مهار نشود، قدرت با اخلاق آمیخته نشود، نتیجه اش جنایت می شود. 
کار امام سجاد ایجاد یک قدرت نرم برای نجات بود
ظریفیان در ادامه گفت: آن کاری که امام سجاد بناش را گذاشت، آن بنیان مرصوص را که متکی بر علم و دانش و فرهنگ بود و آن فرهنگی که توزیع شد در جهان، یک قدرت نرم برای نجات بود. بنی‌عباس می‌خواست در کنار قدرت سخت خود این قدرت نرم را هم قرار دهند. تا مشروعیت خود را به حداکثر برسانند. البته به شرط اینکه امام هفتم و امام هشتم را در کنترل خود دربیاورند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه امام رضا از قدرت نرم برخوردار بود گفت: امام رضا ( ع) فردی با عظمت و دارای علم و دانش و فرهنگ بود و مأمون می‌فهمید که بعد از این اگر می‌خواهد عظمت پیدا کند به امام رضا نیاز دارد. مأمون هم اول با احترام به او پیشنهاد داد که ولیعهد شود و وقتی امام نپذیرفت، او را مجبور به این کار کرد.. 
امامان شیعه تهدید را تبدیل به فرصت می کردند
وی با تاکید بر اینکه یکی از ویژگی‌های امامان شیعه، این بود که تهدیدات را تبدیل به فرصت می‌کردند گفت: امام رضا (ع) از این جهت خیلی توانمند بودند.مأمون برای امام تهدید ایجاد کرد. اما امام آن را تبدیل به فرصت کرد.
ظریفیان با اشاره به مسیر انتقال امام رضا(ع) از مدینه به خراسان گفت: امام را از مدینه آوردند، به بصره، اهواز، فارس بردند و سپس از این مسیر به سمت سرخس منتقل کرده و بعد به مرو بردند که امروز در ترکمنستان است و در ایران نیست. امام از همین مسیر نیز از همه فرصت‌های خود استفاده کرد و بهترین فرصت را در نیشابور به دست آورد.
امام رضا (ع) از همه فرصت ها در زمان حضور در خراسان استفاده کرد
وی افزود: امام رضا(ع) در نیشابور چه چیزی را ندا داد؟ آن حدیث طلایی چیست؟ «توحید، کلمه لا اله الا الله»؛ البته امام می‌گوید «به شرطها و شروطها». چرا؟ چون اگر خدا درست فهمیده نشود، از آن جنایت درمی‌آید. به اسم خدا جنایت می‌کنند، به اسم خدا خیانت می‌کنند، به اسم خدا چپاول می‌کنند و به اسم خدا اسیر می‌کنند. خدا باید درست فهمیده شود. اگر خدا درست فهمیده نشود، «متخذ الهه هوای» خودشان می‌شوند. ندیدید که خیلی‌ها هوای نفس خودشان را خدای خودشان قرار دادند؟
ظریفیان ادامه داد: بنابراین امام در یک موقعیت به خراسان آمد، به خراسان بزرگ آمد و امام در این دو سالی که در خراسان بود، از لحظه‌لحظه دوران حداکثر استفاده را کرد.
وی اظهار کرد: من معتقدم، ممکن است برداشتم غلط باشد، که اگر امام رضا(ع) به ایران نمی‌آمد، ما اگر هم شیعه می‌شدیم، شیعه زیدی بودیم؛ یعنی چهار امام. چون اولین شیعیانی که در ایران آمدند، زیدیان بودند و بیشتر در همین طبرستان حضور داشتند. اولین حکومت شیعه در ایران نیز در طبرستان، حکومت زیدیه بود.
امام رضا (ع) یک شبکه ساز بزرگ بود
این استاد دانشگاه گفت: امام رضا(ع) وقتی به ایران آمد، یک شبکه را که از پدرش یاد گرفته بود، دنبال کرد. امام یک شبکه‌ساز بزرگ بود. امام هوشمندانه عمل کرد. امام از همان لحظه‌ای که وارد شد، از فرصت‌های موجود استفاده کرد. مرو در این شرایط، به دلیل اینکه مأمون در آنجا بود، یکی از مراکز مهم علمی جهان اسلام بود. بسیاری از دانشمندان، فقها، محدثان، بخشی از فلاسفه ـ که تازه فلسفه داشت شکل می‌گرفت ـ و همچنین بخشی از دانشمندان ریاضی در آنجا حضور داشتند.
ظریفیان ادامه داد: مأمون عالم‌باز بود. عالمان مختلف را پیدا می‌کرد، آنها را دور هم جمع می‌کرد و به جان هم می‌انداخت، مناظره می‌گذاشت و از گفت‌وگو لذت می‌برد و بعد فکر می‌کرد که خودش عظمت پیدا می‌کند؛ خودش به هر حال این مجموعه عظیم را هدایت می‌کند.
امام رضا (ع) در ایران حلقه های علمی درست کرد
وی با تاکید بر اینکه امام رضا ( ع) حلقه‌های خودش را ایجاد کرد و حلقه‌های اتصال برقرار کرد گفت: بسیاری از سادات باسواد بعد از امام رضا(ع) به ایران آمدند؛ حضرت معصومه(س)، شاهچراغ و بسیاری از سادات باسواد و خوش‌فکر به ایران آمدند و به مناطق مختلف رفتند. امام ارتباطات خود را با مناطق مختلف برقرار کرد و حلقه‌های علمی درست کرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تصور مأمون از حضور امام رضا(ع) در کنار خود اظهار کرد: مأمون تصور می‌کرد اگر این امام کنار او باشد، می‌گویند این شاگرد اوست و این فرد ولیعهد اوست و در نتیجه خودش عظمت پیدا می‌کند. البته آدم‌های مغرور معمولاً این‌گونه هستند که نمی‌توانند بزرگی دیگری را ببینند.
شیوه مناظرات امام رضا ( ع) بسیار مهم است
این فعال سیاسی با بیان اینکه «ما بیشتر امام رضا(ع) را در داستان ضامن آهو می‌شناسیم و کمتر با مناظرات ایشان ارتباط داریم»، اظهار کرد: نحوه و شیوه مناظرات امام رضا(ع) بسیار مهم است. در انتخابات های ریاست جمهوری در زمان خودمان شاهدیم که نامزدهای ریاست جمهوری در مناظرات تلویزیونی چگونه یکدیگر را تقبیح می‌کنند و چقدر به همدیگر تهمت می‌زنند و چقدر برخوردهای غیراخلاقی می‌کنند. این رفتارها اصلا درست نیست. اسم خود را هم گذاشتیم پیرو امام رضا(ع) است.
وی افزود: در مناظرات امام رضا، وقتی فردی وارد می‌شد، امام تمام‌قد مقابل او بلند می‌شد، با احترام او را می‌نشاند و کنار خودش قرار می‌داد. تا زمانی که او حرف می‌زد، در حرفش دخالت نمی‌کرد و در حرف او نمی‌پرید و گوش می‌داد. بعد شروع می‌کرد با ادب صحبت کردند. از خود فرد بد نمی‌گفت و نمی‌گفت تو تحقیق نکرده‌ای.
امام رضا همیشه می خواست حقیقت پیروز شود
این استاد دانشگاه تأکید کرد: امام رقیبش را به مناظره نمی‌آورد که او را شکست بدهد؛ می‌خواست حقیقت پیروز شود. بعد، در جاهایی که آن فرد حرف درست و حسابی می‌زد، با احترام می‌گفت این درست است. می‌گفت ما آمده‌ایم دنبال حقیقت، نیامده‌ایم خودمان را ثابت کنیم و نیامده‌ایم تو را کیش و مات کنیم. این فرهنگ را نمی‌دانم کجا در ما مسلمان‌ها دیدید؟ اصلاً نمی‌گذاریم حرف طرف تمام شود. زرنگی‌مان در این است که تا هنوز حرف طرف تمام نشده، وارد حرفش شویم.
امام رضا(ع) در دو سال حضور در خراسان از لحظه‌لحظه عمر خود برای تولید دانش استفاده کرد
یک استاد دانشگاه با اشاره به سیره امام رضا(ع) در مواجهه با مخالفان و برگزاری جلسات علمی و مناظرات گفت: عظمت پیامبر(ص) در این بود که گوش فعال داشت و سخن مخالف، دشمن و موافق خود را می‌شنید و می‌فهمید. پس از پایان مناظره نیز اگر احساس می‌کرد سخن طرف مقابل درست است، تمام‌قد در برابر او می‌ایستاد و حتی او را تا دم در مشایعت می‌کرد.
وی ادامه داد: امام رضا(ع) نیز یک مجموعه عظیم دانشی در این عرصه تولید کرد. آدم‌های مغرور و فرعون‌صفت نمی‌توانند چنین وضعیتی را تحمل کنند. به میزانی که امام در این جلسات علمی بالا می‌رفت، مأمون احساس می‌کرد که جایگاه خودش پایین می‌آید. مأمون متوجه شد که امام رضا(ع) در حال شبکه‌سازی، ایجاد فضای فرهنگی و علمی و برقراری مناسبات جدی است و نمی‌تواند امام را کنترل کند. این همان چیزی بود که مأمون را نگران کرد.
وی با اشاره به ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) اظهار کرد: مأمون با جبروت و قدرت می‌آمد و تصور می‌کرد اگر خودش را با قدرت و توانایی‌های مادی نشان دهد، عظمت پیدا می‌کند. وقتی به امام گفت این بار شما برای اقامه نماز عید بروید، تصورش این بود که امام با یک قبا و سوار بر یکی از کجاوه‌ها خواهد رفت، اما یک‌دفعه مردم متوجه شدند که امام نماز را خواهد خواند و جمعیت به سمت امام حرکت کرد.
قدرت نرم امام رضا بر قدرت سخت مأمون پیروز شد
این استاد دانشگاه ادامه داد: وقتی خبر به مأمون رسید که اگر امام به مصلی برسد، کار تمام است، گفت «تمامه، تمامه». یعنی در این قدرت نرم، امام بر قدرت سخت پیروز شده بود. مأمون از وسط راه اعلام کرد که امام را ترور می‌کنند و از ایشان خواست برگردد.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه امام رضا(ع) در این دو سال، از لحظه‌لحظه عمر خود استفاده کرد و دانش تولید کرد گفت: امام رضا ( ع) فقه تولید کرد، فلسفه تولید کرد، اخلاق تولید کرد و میراث عظیمی از خود برجای گذاشت. اگر میراث امام رضا(ع) و امثال ایشان نبود، من و شما امروز حتی ممکن بود اسلامی اموی داشته باشیم و بسیاری از اهل سنت نیز چنین وضعیتی داشتند.
ظریفیان با اشاره به نحوه شهادت امام رضا(ع) اظهار کرد: امام را شهید کردند چراکه دیدند نمی‌شود ایشان را مهار کرد. پس از دوره سوم امامان شیعه، وقتی دشمن متوجه شدند این افراد قابل کنترل نیستند و چیزی تولید می‌کنند که با قلوب مردم ارتباط برقرار می‌کند، از اواسط دوره امام نهم، حصر و حبس ائمه آغاز شد.
وی ادامه داد: بعد از امام رضا امامان را حبس کردند و فکر می‌کردند با زندانی کردن و محصور کردن آنها در خانه مسئله حل می‌شود. امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام دوازدهم(عج) نیز با این شرایط مواجه شدند و حکومت فهمید که اصلاً نمی‌تواند آنها را کنترل کند.
این استاد دانشگاه افزود: دوره سوم، دوره محنت، دوره سختی و دوره اسارت بود، چون حکومت می‌دانست این افراد نیروی نظامی ندارند و تنها سرمایه آنها علم، تقوا، اخلاق و انسانیت است و همین سرمایه‌ها قابل کنترل نیست.
ظریفیان با اشاره به حضور امام رضا(ع) در خراسان بزرگ گفت: حاصل این قضیه این شد که امام رضا(ع) در دو سالی که در خراسان بزرگ حضور داشت، تأثیر عظیمی بر این منطقه گذاشت.
وی با اشاره به جایگاه بارگاه امام رضا(ع) در مشهد گفت: خود امام رضا(ع) و مقبره ایشان در مشهد، عرصه‌های تمدنی بزرگی ایجاد کرد. حتی زمانی که مغول‌ها آمدند، همین ظرفیت کمک کرد تا فرهنگ ایرانی تقویت شود و خود مقبره، آرامگاه و بارگاه امام رضا(ع) به یکی از کانون‌های مهم تمدنی و فرهنگی تبدیل شد.


نظرات شما