پیام خوزستان - ایرنا / مرور تحرکات دیپلماتیک ایران در هفتههای اخیر، از تماسهای فشرده وزیر امور خارجه با مقامات منطقهای و فرامنطقهای تا پیگیری مذاکرات مربوط به تنگه هرمز، در کنار اقدامات بازدارنده نیروهای مسلح، نشان میدهد تهران تلاش کرده است با اتکا به دو اهرم «دیپلماسی» و «بازدارندگی»، بر محاسبات راهبردی آمریکا اثر بگذارد و هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش دهد.
همزمان با افزایش تنشها میان ایران و آمریکا، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در کنار اقدامات میدانی نیروهای مسلح، مجموعهای از رایزنیها، هشدارها و ابتکارهای سیاسی را در دستور کار قرار داده است؛ از تماسهای فشرده وزیر امور خارجه با مقامات منطقهای و فرامنطقهای گرفته تا پیگیری مذاکرات مربوط به تنگه هرمز و تأکید بر بازگشت آمریکا به تعهدات خود در تفاهم اسلامآباد. مجموعه تحولاتی که بررسی آنها نشان میدهد دیپلماسی و بازدارندگی، دو ضلع مکمل راهبرد تهران برای مدیریت بحران و اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل بودهاند.
دیپلماسی هشدار؛ راهبرد تهران برای جلوگیری از گسترش جنگ
همزمان با افزایش تنشهای نظامی در منطقه، از ابتدای مرداد ماه سال جاری «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه با وزرای امور خارجه و مقامات کشورهای انگلیس، اوکراین، بلغارستان، قبرس، چین، روسیه، هند، ژاپن، عربستان، عمان، ترکیه، مصر، پاکستان (به تکرار و تناوب)، اعضای سازمان همکاریهای شانگهای، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، یا گفتوگوی تلفنی یا دیدار حضوری داشته است و مرور تماسهای تلفنی و گفتوگوهای وزیر امور خارجه با همتایان یا مقامات این کشورها چند محور مشخص و مشترک را در همه آنها نشان میدهد:
۱- هشدار نسبت به هرگونه اقدام ماجراجویانه از سوی ارتش آمریکا یا متحدانش در هر نقطه از جهان.
۲- هشدار نسبت به هرگونه همراهی هر کشوری، به هر شکل و میزانی با آمریکا در حمله به ایران.
۳- تاکید بر آمادگی کامل و پاسخ قاطع ایران در برابر هرگونه تجاوز از سوی هر کشوری.
۴- مسئولیت مسببان ماجراجویی نسبت به تمامی پیامدهای ناشی از این اقدامات.
وزارت امور خارجه هم شامگاه شنبه ۱۰ مرداد و همزمان با افزایش ادعاهای مقامات آمریکا درباره حمله به ایران، در بیانیهای تصریح کرده است:
۵- ایران به دفاع مقتدرانه از عزت و استقلال ملی در برابر هجوم وحشیانه و افسارگسیخته ائتلاف شر آمریکایی-صهیونیستی ادامه خواهد داد.
۶- ایران هیچ خصومتی با کشورهای منطقه ندارد و خواستار روابطی دوستانه بر مبنای احترام متقابل و حسن همجواری با همه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس میباشد.
۷- ایران با ارجاع به قطعنامه تعریف تجاوز (قطعنامه شماره ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل) خاطرنشان مینماید که ضربات دفاعی خود علیه مبدا حملات غیرقانونی آمریکا علیه ایران به هیچ عنوان نمیتواند به عنوان حمله ایران به این کشورها تصویرسازی شود.
مجموع این تماسهای رسانهای و هشدارهای رسانهای نشده در هفتههای اخیر نشان میدهد که دستگاه دیپلماسی در روندی ملموس تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که همه کشورهای منطقه و جهان درباره مواضع تهران، آگاهی و هشدارهای لازم را دریافت کردهاند.
پشت پرده عقبنشینی ترامپ؛ نقش هشدارهای تهران چه بود؟
هشدار تهران به آمریکا، دولتهای منطقهای و فرامنطقهای در قالب تماسها و رایزنیهای مستقیم و غیرمستقیم (از طریق میانجیگران) وزیر امور خارجه در کنار قاطعیت عملی نیروهای مسلح، ذهنیتی را برای واشنگتن و متحدانش به وجود آورد که هشدارهای تهران، هم پشتوانه سیاسی و هم توان نظامی داشته و از این رو معتبر ارزیابی شدند. در طول ۱۰ روز گذشته و با تماسهای دیپلماتیک انجام شده، هم کشورهای منطقه و هم دولتهای فرامنطقهای چون اوکراین و برخی کشورهای اتحادیه اروپا به این قطعیت رسیدند که تهران درباره دفاع از تمامیت ارضی خود، دچار تساهل سیاسی و عملیاتی نخواهد شد و هر ماجراجویی از سوی آنها پاسخ متقابل و حتی پیشدستانه ایران را به دنبال خواهد داشت.
اقتداری که محصول هشدارهای صریح دستگاه دیپلماسی و اقدامات سریع نیروهای مسلح ایران بود؛ بار دیگر رئیسجمهور آمریکا را مجبور به تکرار توجیهات خود درباره دلایل انصراف از اقدام نظامی علیه ایران کرد. ترامپ مدعی شد که دلیل لغو حمله فرصت به دیپلماسی، حمایت از شکوفایی مردم ایران و درخواست کشورهای منطقه در این زمینه بوده است. سه ادعایی که شواهد رفتاری و عملکردی رئیسجمهور آمریکا امکان پذیرش آنها را به افکار عمومی نمیدهد از آنرو که در همین دور جدید حملات به ایران و تنها در یک مورد و به استناد تحقیق تصویری روزنامه نیویورکتایمز؛ بمب ۲ هزار پوندی را روی خانهای در ایران انداخته و ۳ نفر از جمله یک کودک را کشت.
گرچه نمیتوان از تاثیر تماسهای مقامات منطقه به ویژه ولیعهد سعودی در اثرگذاری بر تصمیمات ترامپ چشمپوشی کرد و نادیده گرفت که «محمد بنسلمان» بامداد یکشنبه ۱۱ مرداد در تماس با رئیسجمهور آمریکا بر اولویت دادن به زبان گفتوگو برای کاهش تنش در منطقه تاکید کرد اما روند تصمیمگیریها و رویکرد ترامپ تایید میکند که فرصت به دیپلماسی و پذیرش درخواستهای سران کشورهای منطقه هم در منطق ترامپ زمانی مقدور و قابل قبول است که او به هر دلیلی امکان رسیدن به اهداف خود را از طریق جنگ و درگیری نظامی از دست داده یا هزینه آغاز و تشدید آن در ذهن مقتصد ترامپ بیشتر از عدم آغاز محاسبه شده باشد. واقعیت آن است که اعتبار هشدارها و اقدامات ایران در یک ماه گذشته پارامتر اصلی اثرگذار بر تصمیمات ترامپ بوده و این عقبنشینیهای متعدد هم حاصل درک وی از معادله هزینه-فایده تشدید و آغاز عملیات نظامی عیله ایران است.
از تفاهم اسلامآباد تا طرح جدید تنگه هرمز؛ روایت یک مطالبه حقوقی
تصمیم درباره امورات تنگه هرمز باید در اختیار دو کشور ساحلی آن یعنی ایران و عمان و با توجه به تمام رویدادهایی باشد که در چند ماه اخیر اتفاق افتاده است؛ این خلاصهای از مواضعی است که جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای نخست جنگ بر آن پافشاری کرده و تا به امروز هم آن را به عنوان اصل اساسی در همه مذاکرات و مطالبات خود قرار داده است. مبنای اصرار ایران بر اساس حق حاکمیت دولتها بر آبهای سرزمینی خود و مجموع واقعیاتی است که آمریکا با حمله خود به ایران بر تنگه هرمز و منطقه تحمیل کرده است. تهران بارها تاکید کرده که شرایط امروز تنگه هرمز و تمام تبعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی این شرایط محصول مستقیم حمله آمریکا به ایران است. با این همه تهران به عنوان کشور مسئول در نظام بینالملل هم در قالب تفاهمنامه اسلامآباد و هم در قالب گفتوگوهای دوجانبه با عمان، تلاش کرده است که برای چالش به وجود آمده، راهحلی منطقی بیابد.
مذاکرات با مسقط همچنان ادامه دارد و هدف اصلی از این گفتوگوها فارغ از انواع گمانهزنیهای رسانهای، رسیدن به یک طرح عبور و مرور مورد تایید دو طرف (TSS) جدید است. سازوکار جدیدی که به صورت موقت مبنای عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز قرار گیرد تا ایران و عمان در شرایط صلح و ثبات درباره آینده عبور و مرور در این آبراهه به تصمیمی قطعی، قانونی و مورد پذیرش در نهادهای بینالمللی دریانوردی برسند.
همان روندی که تهران آن را در بند ۵ تفاهنامه اسلامآباد مطالبه کرده و واشنگتن هم با آن موافقت کرده بود. بر مبنای این بند صریح و شفاف: با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتوگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر میکنند.
این مبنای حقوقی-منطقی اما از ۱۷ تیرماه سال جاری و به بهانه آسیب به سه کشتی در تنگه هرمز، از سوی آمریکا در حالی زیر پا گذاشته شد که نه تنها هیچ آوردهای از این اقدام دستکم تا به امروز برای واشنگتن قابل تصور نیست بلکه درگیری بیشتر در این بازه زمانی و از بین رفتن تسلیحات آمریکا منجر به صدور هشدارهایی از سوی مقامات نظامی این کشور درباره کاهش ذخایر و تبدیل آن به یکی از مهمترین دغدغههای رئیسجمهور آمریکا شده است.
آمریکا در طول نزدیک به یک ماه گذشته در حالی تلاش کرد که مسیر جنوبی تنگه هرمز (سمت عمان) را به عنوان گذرگاه اصلی حرکت کشتیهای تجاری تعریف و اجرایی کند که این روند ناقض بند پنج آمده در تفاهمنامه بود و از سوی دیگر چنین بدعتی میتوانست نگرانیهای امنیتی ایران در این منطقه را بیش از پیش تقویت کند و از این رو تهران در برابر این اقدام قاطعانه ایستاد.
بیانیه وزارت امور خارجه درباره اقدامات آمریکا و برخی کشورها منطقه در بازه زمانی پیش از ۱۷ تیر به خوبی نشان میدهد که آمریکا چگونه شرایط نقض تفاهمنامه را ایجاد و آن را از اعتبار ساقط کرد. بر اساس این بیانیه اصرار آمریکا و برخی شرکای منطقهای آن برای عبور دادن شناورها از مسیر ناامن و غیرمجاز جنوبی نه فقط برای بیاثر سازی بند ۵ یادداشت تفاهم و اخلال در ایفای تعهدات ایران بود بلکه در واقع پوششی برای فعالیتها و جابجاییهای نظامی بوده است.
طی بازه زمانی ۵ لغایت ۱۷ تیر، موارد متعددی از تردد ناوچههای آمریکایی در کنار شناورهای پهنپیکر حامل نفت یا گاز مایع رصد شده بود. از سوی دیگر ارتش تروریستی آمریکا به دفعات از شناورهای تجاری برای جابجایی پرسنل نظامی، تجهیزات و ادوات جنگی، سوء استفاده کرده بود. دلیل اصلی تردد شناورهای عبوری از مسیر جنوبی با ردیاب خاموش نیز دور ماندن از رصد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بوده است.
تهران بارها درباره این اقدامات هم به آمریکا و هم به کشورهای منطقه هشدارهای لازم را داده بود اما اصرار برای عبور از خط قرمزهای ایران، تفاهمنامه اسلامآباد را تضعیف کرد، تنگه هرمز را همچنان بسته نگه داشت و اتفاقا منافع آمریکا و متحدانش را به خطر انداخت. در بازگشت به نقطه آغاز، برخی خبرها و گمانهزنیهای رسانهای از دستیابی به طرحی مشترک میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز و به واسطه آن کاهش تنش و آغاز دیپلماسی خبر میدهند. به تاکید تهران اما مبنای اصلی و کانونی هر گفتوگویی بازگشت به تفاهم است تا بر مبنای آن حق حاکمیت بر تنگه هرمز و صیانت از امنیت خود را حفظ کند.
واقعیت تاثیر ایران بر محاسبات راهبردی آمریکا
چرخه موضعگیریهای متناقض رئیسجمهور آمریکا چه زمانی از چرخیدن باز خواهد ماند و جهان شاهد نشانههایی از ثبات در رفتار ترامپ خواهد بود؟ پرسشی است که پاسخ دادن به آن با دادههای کنونی ممکن نیست، از اینرو ممکن است، رئیسجمهور آمریکا ظرف ۲۴ ساعت و یا حتی کمتر موضع خود درباره ایران (یا هر موضوع مهم دیگر در جهان) را تغییر دهد با این حال، در میان این تغییرات مداوم، یک واقعیت ثابت مانده است؛ واقعیتی که «دنیس سیترینوویچ»، تحلیلگر پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در تازهترین یادداشت خود نیز به آن اذعان کرده است. به اعتقاد او، در مقطع کنونی ایران در حوزه بازدارندگی از برتری راهبردی برخوردار شده و توانسته نوعی بازدارندگی متقابل ایجاد کند که بر محاسبات و تصمیمگیریهای واشنگتن اثر گذاشته است. تردید آمریکا در تصمیمگیری درباره تشدید رویارویی، نشان میدهد واشنگتن خطرات گسترش تنش را درک کرده و اطمینان ندارد که یک عملیات نظامی گستردهتر بتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند.
به گفته وی اینکه این موازنه در بلندمدت پایدار خواهد ماند یا خیر، هنوز مشخص نیست؛ اما آنچه در شرایط کنونی آشکار به نظر میرسد، این است که ایران توانسته بازدارندگی خود را به سطحی برساند که بر محاسبات راهبردی طرف مقابل اثرگذار باشد؛ واقعیتی که در ارزیابی تحولات آینده نباید از آن غفلت کرد.