پیام خوزستان - اهواز - منطقه خائیز در بهبهان از شب قبل در آتش می سوزد و به دلیل صعب العبور بودن امکان رسیدن به آن سخت است این در حالی است که خوزستان برای چنین مواقعی بالگرد یا هواپیمای آب پاش ندارد.
خبرگزاری مهر، گروه استانها - محراب علوی: «آتش از کنترل خارج شده و نیروهای امدادی هنوز به کانون حریق نرسیدهاند»؛ این روایت نگرانکننده یکی از نیروهای مردمی حاضر در محل از تازهترین آتشسوزی در عرصههای طبیعی خوزستان است؛ استانی که هر سال با گرمتر شدن هوا، بار دیگر با زخم کهنه حریق در کوهستان، مرتع و جنگل روبهرو میشود و این بار نیز همزمان با گسترش شعلهها در منطقهای سختگذر، بحث کمبود تجهیزات هوایی و کندی دسترسی به مناطق بحرانی، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.
آتش در خوزستان، فقط سوختن علوفه و درخت و بوته نیست؛ هر حریق، نشانهای از فرسودگی ساز وکار پیشگیری، کمبود تجهیزات اطفای حریق و تکرار هشدارهایی است که سالها شنیده شده اما هنوز به نقطه اقدام مؤثر و پایدار نرسیده است. آنچه امروز در خائیز، کوه بدیل و دیگر عرصههای طبیعی استان دیده میشود حکایت از یک مسئله مزمن است؛ مسئلهای که در فصل گرما، چهرهای آشکارتر و پرهزینهتر به خود میگیرد.
خوزستان با گستره وسیع منابع طبیعی، مراتع، جنگلها و پهنههای حفاظتشده از یک سو سرمایهای کمنظیر برای زیستبوم کشور به شمار میآید و از سوی دیگر در برابر آتشسوزیهای طبیعی و انسانی، استانی بهشدت آسیبپذیر است. دشواری دسترسی به برخی مناطق، وزش باد، تراکم پوشش گیاهی و دمای بالا، مجموعهای از عوامل را پدید آورده که مهار آتش را در ساعتهای نخست دشوار میسازد؛ همان ساعتهایی که در مدیریت بحران، سرنوشتسازترین زمان ممکن هستند.
در چنین شرایطی، تکرار حریق و تکرار درخواست برای اعزام هواپیمای آبپاش، این پرسش جدی را در افکار عمومی ایجاد کرده است که چرا با وجود تجربه سالهای گذشته، همچنان استان در مواجهه با آتشسوزیهای گسترده، ناگزیر از انتظار برای بسیج امکانات ملی است و از یک توان هوایی پایدار و در دسترس برخوردار نیست.
روایت میدانی از آتشی که مهار آن دشوار شد
یکی از نیروهای مردمی حاضر در محل، با انتشار ویدئویی از منطقه، تصویری نگرانکننده از وضعیت حریق ارائه کرده است.
وی گفت: آتش از کنترل خارج شده است. به دلیل شدت گرما و صعبالعبور بودن منطقه، نیروهای امدادی امکان دسترسی سریع به محل حادثه را ندارند.
او همچنین تأکید کرد: رسیدن به این نقطه دستکم چهار ساعت پیادهروی نیاز دارد.
در تصاویر منتشرشده، شعلههای شدید آتش با درخششی نارنجیرنگ در تاریکی کوهستان دیده میشود و درختان در برابر آتش، به صورت سایهوار نمایان هستند؛ تصاویری که بیش از هر توضیحی از گستردگی بحران و دشواری عملیات در چنین عرصههایی حکایت دارد. این تصاویر نشان میدهد که در مناطق کوهستانی و سختگذر، فاصله میان آغاز حریق تا رسیدن نیروهای پشتیبان، میتواند به فرصتی برای گسترش آتش بدل شود.
این روایت مردمی شکاف میان واقعیت میدان و ظرفیت عملیاتی موجود را آشکار میسازد. وقتی رسیدن زمینی به کانون حریق مستلزم چند ساعت پیادهروی باشد، بدیهی است که نبود تجهیزات هوایی نه فقط یک کمبود فنی، بلکه عاملی تعیینکننده در گسترش بحران خواهد بود.
درخواست امکانات ملی
در پی تداوم آتشسوزی در منطقه حفاظتشده خائیز و تشدید شرایط ناشی از وزش باد، سید محمدرضا موالیزاده استاندار خوزستان صبح امروز شنبه ۶ تیرماه در تماس با سردار ساجدینیا رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، ضمن ارائه گزارشی از آخرین وضعیت حریق در منطقه حفاظتشده خاییز بهبهان، خواستار بسیج امکانات ملی برای مهار آتشسوزی شد.
استاندار خوزستان در این گفتگو با اشاره به گستردگی آتشسوزی و دشواری عملیات اطفای حریق، بر ضرورت اعزام یک فروند بالگرد آبپاش از سوی جمعیت هلال احمر و سایر دستگاههای مسئول تأکید کرد. بر اساس گزارشهای رسمی، وی از بامداد امروز به صورت مستمر روند مهار آتشسوزی را با مسئولان محلی، استانی و دستگاههای امدادی پیگیری کرده است.
اگرچه پیگیری میدانی و مطالبه امکانات ملی از سوی مدیریت ارشد استان، اقدامی ضروری و قابل توجه است، اما نفس تکرار چنین درخواستهایی نشان میدهد که خوزستان همچنان در مواجهه با بحرانهای قابل پیشبینی، از زیرساخت متناسب برخوردار نیست. این همان نقطهای است که انتقادها را متوجه سازوکار برنامهریزی و تجهیز میکند؛ زیرا استانی با چنین وسعت طبیعی و چنین سابقهای از حریق، نمیتواند هر بار در انتظار اعزام امکانات از بیرون بماند.
عملیات دشوار در منطقه سختگذر
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر از وقوع آتشسوزی در کوه بدیل بهبهان و تداوم عملیات مهار آتش با کمک نیروهای امدادی و جوامع محلی خبر داد.
فتحالله ابوعلی بیان کرد: از روز گذشته کوه بدیل شهرستان رامهرمز دچار آتشسوزی گسترده شد و از همان ابتدای کار، با حضور نیروهای امدادی و جوامع محلی، عملیات اطفای حریق انجام شد، اما همچنان در مناطق سختگذر آتش فعال است.
وی افزود: هیئت کوهنوردی استان و جوامع محلی در کنار اداره منابع طبیعی استان برای مهار آتش حضور دارند. قسمت عمده آتشسوزی مهار شده و برای خاموش کردن آتش در مناطق سختگذر نیز نیروهای امداد منابع طبیعی استان به منطقه اعزام شدند.
ابوعلی با اشاره به نیاز جدی به پشتیبانی هوایی اظهار کرد: برای مهار کامل آتش درخواست بالگرد شده است. پوشش گیاهی این منطقه بیشتر علوفه یکساله است و درخت کُنار نیز در این عرصه طبیعی وجود دارد.

وی ادامه داد: این منطقه سختگذر است و چهار تنگه دارد و به همین دلیل مهار آتش در این منطقه دشوار است. از شهرستانهای اطراف فراخوان کردیم که نیروی کمکی به استان اعزام شود، البته نگهداری از منطقه برای جلوگیری از سرایت آتش سخت است.
مدیرکل منابع طبیعی خوزستان همچنین عنوان کرد: احتمال عمدی بودن وقوع این آتشسوزی وجود دارد. با این وجود، علت اصلی وقوع این حادثه در دست بررسی است و تلاش داریم تا پایان وقت امروز آتشسوزی در این منطقه به طور کامل مهار شود.
آنچه از این اظهارات برمیآید، تلاش شبانهروزی نیروهای میدانی و مشارکت ارزشمند جوامع محلی است اما همین اظهارات در عین حال به روشنی نشان میدهد که ستون اصلی عملیات همچنان بر دوش نیروهای زمینی، گروههای مردمی و امدادگرانی است که در شرایط سخت و گاه بدون تجهیزات کافی وارد میدان میشوند. این الگو، هرچند از نظر همبستگی اجتماعی ستودنی است اما نمیتواند جایگزین یک سامانه حرفهای، مجهز و سریعالعمل برای مهار حریق باشد.
هشدارهایی که سالها تکرار شدهاند
موضوع کمبود امکانات هوایی برای مهار آتشسوزیهای خوزستان، مسئلهای تازه نیست. محمد امیر نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی سال گذشته در واکنش به آتشسوزیهای مکرر در هورالعظیم گفته بود که وزارت نفت باید موظف شود یک هواپیمای آبپاش به صورت اختصاصی برای خوزستان تأمین کند چرا که پهنههای طبیعی، جنگلی و مراتع استان بسیار فراوان و برخی از آنها غیرقابل دسترس هستند و به ویژه در تابستان با آتشسوزی مواجه میشوند.
این مطالبه از آن دست هشدارهایی است که اگر در زمان مناسب به تصمیم اجرایی بدل میشد، شاید امروز شدت مشکلات کمتر بود. خوزستان نه استانی عادی از نظر اقلیمی است و نه از حیث گستره منابع طبیعی در موقعیتی معمول قرار دارد. از همین رو، برخورد یکسان با نیازهای این استان و دیگر استانها، خود میتواند بخشی از مسئله باشد.
در واقع، پرسش اصلی این است که چرا با وجود تجربه حریقهای متعدد در سالهای گذشته، هنوز تأمین یک بالگرد یا هواپیمای آبپاش اختصاصی برای استانی چون خوزستان، در حد مطالبه و درخواست باقی مانده است. بحرانهای طبیعی را نمیتوان تنها با مدیریت لحظهای اداره کرد؛ آنها نیازمند سرمایهگذاری پیشینی، تجهیزات آمادهباش، پایگاههای تخصصی و فرماندهی یکپارچه هستند.
افزایش خطر حریق در پی تراکم پوشش گیاهی
مدیرکل مدیریت بحران استانداری خوزستان نیز نسبت به افزایش خطر وقوع حریق در طبیعت استان هشدار داد.
علی عبدالهی بیان کرد: با توجه به افزایش تراکم پوشش گیاهی و علفی در استان نسبت به سال گذشته، بر اثر بارشهای مناسب و بالا بودن دمای هوا، احتمال افزایش وقوع حریق در مراتع و جنگلها و گسترش آن وجود دارد.
وی توضیح داد: تدابیر و تمهیدات لازم برای پیشگیری و مقابله با حریق در طبیعت شامل مراتع، جنگلها، تالابها و کشتهای زراعی استان اتخاذ و به دستگاههای مربوطه ابلاغ شده است. همچنین مقرر شده است علاوه بر اقدامات آموزشی، تبیینی، انجام مانورها، استفاده از فناوریهای نوین و اجرای اقدامات پیشگیرانه، نسبت به برخوردهای قانونی با متخلفان نیز اقدام شود.

عبدالهی، اجرای دقیق طرح عملیاتی مدیریت بحران آتشسوزی گسترده جنگلها و مراتع و اجرای قانون هوای پاک و سایر دستورالعملها را در جهت پیشگیری و مدیریت اطفای حریق جنگلها و مراتع بسیار مهم دانست.
این هشدارها نشان میدهد که دستگاههای مسئول، دستکم در سطح شناخت مسئله، با ابعاد خطر آشنا بودهاند. از همین رو، اکنون افکار عمومی انتظار دارد میان مرحله هشدار و مرحله اقدام، فاصلهای تا این اندازه محسوس وجود نداشته باشد. اگر افزایش پوشش گیاهی، گرمای هوا و امکان گسترش آتش از پیش قابل پیشبینی بوده، طبیعی است که انتظار برای استقرار تجهیزات، آمادهسازی نیروها و تقویت ناوگان اطفای حریق نیز زودتر و دقیقتر شکل گرفته باشد.
ضعف تجهیزات
استان خوزستان با ۴.۹ میلیون هکتار عرصههای طبیعی و حفاظتشده و بیش از یک میلیون هکتار جنگلهای زاگرس، سومین استان زاگرسی کشور به شمار میرود. این وسعت، در کنار تنوع اقلیمی و پراکندگی جغرافیایی مناطق مستعد حریق، معنایی روشن دارد؛ خوزستان برای صیانت از طبیعت خود، نیازمند نگاهی فراتر از مدیریتهای روزمره و امکانات حداقلی است.
واقعیت آن است که هر آتشسوزی در این پهنه گسترده تهدیدی برای سرمایههای ملی، تنوع زیستی، پوشش گیاهی، امنیت زیستمحیطی و حتی معیشت جوامع محلی است. از بین رفتن پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی و جنگلی، تبعاتی فراتر از همان روزهای بحران دارد و میتواند به تشدید فرسایش خاک، کاهش تابآوری سرزمین و آسیب به زیستگاههای طبیعی بینجامد.
در چنین وضعیتی، نقد متوجه اصل تلاش نیروهای عملیاتی نیست چرا که گزارشها از حضور میدانی و مشارکت مستمر آنان حکایت دارد. نقد اصلی متوجه شکاف میان نیاز استان و سطح تجهیزاتی است که در اختیار آن قرار گرفته است. تا هنگامی که این شکاف پابرجا بماند، هر تابستان میتواند به فصل تکرار همین روایتها بدل شود؛ روایت آتشی که زودتر از نیروها به ارتفاعات میرسد و امدادگرانی که برای رسیدن به کانون بحران، ناچار به ساعتها پیمایش در مسیرهای دشوار هستند.
خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی روشن، غیرمقطعی و مبتنی بر واقعیتهای میدانی است. استانی با این وسعت طبیعی و این سطح از آسیبپذیری، نمیتواند تنها با وعده، پیگیری موردی و اتکای موقت به نیروهای مردمی از آتش عبور کند. تجهیز پایدار ناوگان هوایی، تقویت امکانات زمینی، ایجاد پایگاههای تخصصی اطفای حریق و بهروزرسانی نقشههای خطر، کمترین انتظاری است که از مدیریت بحران در چنین جغرافیایی میرود.
شعلههایی که این روزها در خاییز و کوه بدیل زبانه کشیدهاند، فقط بوته و علوفه را نمیسوزانند؛ آنها بار دیگر ناکافی بودن برخی تمهیدات را نیز آشکار میکنند. اگر این هشدار تازه نیز مانند هشدارهای پیشین در میان گزارشها و مکاتبات اداری محو شود، باید نگران بود که تابستانهای آینده، همین خبرها با نام مناطقی دیگر و خسارتهایی بیشتر تکرار شوند.