پیام خوزستان - فیلم نیوز / آنالیز فیلم «قایقسواری در تهران» که محصول جذاب همکاری رسول صدرعاملی با پیمان قاسمخانی است | در مسیر بنجامین باتن
رسول صدرعاملی، کارگردانی که آثار اجتماعی مهمی در کارنامهاش دارد، حالا با «قایقسواری در تهران»، ساخت یک اثر کمدی را تجربه کرده است؛ یک فیلم موفق که هم سرگرم میکند و هم لبخندی روی لبها میآورد. پیمان قاسمخانی، 27 سال پس از نگارش فیلمنامه «دختری با کفشهای کتانی»، بار دیگر کنار صدرعاملی قرار گرفته و اینبار به جای خلق یک اثر اجتماعی، در ساخت یک کمدی متفاوت او را همراهی کرده است. صدرعاملی بعد از موفقیت «زیبا صدایم کن»، حالا با «قایقسواری در تهران» قویتر به میدان آمده. او هم قوانین یک درام کمدی را بهخوبی رعایت کرده، هم از تکنیکهای جدید برای انتقال معنای مدنظرش کمک گرفته و هم در انتخاب بازیگران قدرتمند ظاهر شده. حالا دیگر میتوان گفت صدرعاملی در مسیر فیلمسازی مانند بنجامین باتن حرکت میکند.
«قایقسواری در تهران» اتفاق مهمی در کارنامه رسول صدرعاملی است. فیلم نشان میدهد که او در مسیر کارگردانی مدام خودش را بهروز میکند. نگاهی اجمالی داریم به ابعاد مختلف این فیلم.
موقعیت جا به جا شدن گوشیهای دونفر برگ برنده «قایق سواری در تهران» است.
سوژه | «قایقسواری در تهران»، روی سوژه بسیار سادهای بنا شده. مردی میانسال به نام مازیار پس از سالها به ایران برمیگردد و در دورهمی دوستانه اعلام میکند که یک روز بعد قرار است با دختری کم سنوسال ازدواج کند. هنگام گرفتن عکس، گوشی او با زنی به نام هدیه که روزگاری به او علاقه داشته جابهجا میشود و مازیار در شرایطی که روز قبل از عروسیاش کلی کار دارد، درگیر مشکلات آیدا، دختر هشت سالهی هدیه میشود. مازیار در شلوغیهای شب عید، با آیدا سفری درون شهر تهران آغاز میکند. او که حوصله سروکله زدن با یک بچه را ندارد، ابتدا بیحوصله برخورد میکند اما رفتهرفته در موقعیتهایی قرار میگیرد که با آیدا به صلح میرسد و دیگر حاضر نیست او را رها کند. بازگشت پس از سالها آنهم در لحظهای سرنوشتساز از زندگی و مرور خاطرات عاشقانه دوران دانشجویی، محور این درام کمدی را تشکیل میدهد. قهرمان این کمدی، در مسیر سفری قرار میگیرد که در صلح و پیوند با گذشته و با اتکا به حال خوش چند ساعته، تصمیم مهم زندگیاش را تغییر میدهد.
پیمان قاسمخانی باردیگر تبحر خود در نگارش یک فیلمنامه سرحال و قبراق را به رخ کشید.
فیلمنامه | این دومین بار است که پیمان قاسمخانی برای نگارش فیلمنامه یک اثر کنار رسول صدرعاملی قرار میگیرد. قاسمخانی اوایل ورودش به عرصه نویسندگی، سال 1377 به همراه فریدون فرهودی، فیلمنامه «دختری با کفشهای کتانی» را نوشت؛ فیلمنامهای که به ساخت اولین اثر از سهگانه دختران نوجوان تبدیل شد. حالا 27 سال از آن زمان گذشته. قاسمخانی به عنوان یک فیلمنامهنویس مطرح کمدی، شهرت زیادی دارد و صدرعاملی هم ساخت فیلمهای زیادی را پس از آن تجربه کرده است. به همین دلیل، هم جنس همکاری در «قایقسواری در تهران» متفاوت است و هم به خلق اثری پختهتر منجر شده. «قایقسواری در تهران» شاید با سایر کمدیهای قاسمخانی متفاوت باشد، اما در تکتک موقعیتهای کمدی، میشود امضای این نویسنده را دید. ما با یک درام کمدی سرگرمکننده مواجهیم؛ نه قرار است درگیر فانتزی عجیبوغریبی شویم و نه قهقهه بزنیم. از شوخیهای جنسی و کلامی هم در آن خبری نیست. چیدمان درست موقعیتها کنار هم و تضادی که در همراهی یک مرد بیحوصله با دختری شیرین و بامزه شکل میگیرد، باعث میشود مخاطبان هنگام تماشای آن حال خوشی را تجربه کنند.
رسول صدرعاملی با «قایق سواری در تهران» به مانند روزهای اوجش عمل کرده است.
کارگردانی | «قایقسواری در تهران» به نسبت کارهای اخیر رسول صدرعاملی چند گامی روبه جلوست. انگار صدرعاملی در سینما مثل بنجامین باتن حرکت میکند و هرچه جلوتر میآید، آثار بهتری از خودش به جا میگذارد. او در نقطه شروع فیلم به جای اینکه تمهیدی برای نمایش دوران جوانی این شخصیتها در نظر بگیرد، از شیوهای اسکیسگونه برای بازسازی گذشته استفاده میکند. این شیوه هم از ابتدا نوید کمدی بودن اثر را میدهد و هم جذابیت بصری را بالا میبرد. نکته مهم دیگر اینکه این قرارداد را با مخاطب میگذارد که قرار است فلاشبکها را با این شکلوشمایل ببیند. صدرعاملی از قالب اپلیکیشنهای مسیریاب هم برای حرکت در تهران بهخوبی کمک میگیرد و همچنین با نماهای هوایی دیدی جالب از مناطق مختلف تهران پیش رویمان میگذارد. فیلم ریتم قابلقبولی دارد و در هیچ نقطهای خستهکننده نمیشود. ارتباط محتوایی درستی میان روابط شکل گرفته است و وقایع از منطق شکل گرفته در داستان بیرون نمیزنند.
شخصیتها در «قایق سواری در تهران» همگی بعد دارند.
شخصیتپردازی | درست است که با یک درام کمدی مواجهیم و شخصیتها لزوما عمق چندانی ندارند اما شخصیت مازیار بنا به تعریفی که در فیلم دارد، دقیق شکل گرفته و پیش برنده درام است. ما با شخصیتی مواجهیم که سالهاست از خود واقعیاش دور شده و آنقدر روی احساساتش سرپوش گذاشته که دیگر راه و رسم زندگی از یادش رفته است. نمیداند از زندگی چه میخواهد و حرف و عملش باهم یکی نیست. با دختری قرار ازدواج گذاشته که اصلا او را نمیشناسند و حتی به لحاظ عاطفی هم درگیرش نیست. حوصله مراسم عروسی و چارچوبهایی که پارمیس برایش میگذارد ندارد. حتی بلد نیست چطور باید با دل یک بچه راه بیاید. فقط میخواهد از موقعیتی که به زور در آن قرار گرفته خارج شود. برای همین هم مدام کلکل میکند و بیحوصلهگیاش را به رخ میکشد. حالا چنین شخصیتی در طول مسیر داستان فرایندی را طی میکند که تا حدی از حالت گمگشتگی خارج میشود. این تغییر وضعیت به مرور رخ میدهد؛ ناگهانی و غیرقابل باور نیست و اغراقشده به نظر نمیرسد. تضاد این شخصیت با دختربچهای شیرین و با احساس که هنوز تجربهای از زندگی در کف خیابان را ندارد، موقعیتهای کمدی جذابی ایجاد میکند.
یکی از نکات مثبت «قایق سواری در تهران» بازی خوب بازیگرانش است.
بازیها | یکی از برگ برندههای فیلم «قایقسواری در تهران» به انتخاب بازیگران آن برمیگردد. جنس بازی پیمان قاسمخانی درست منطبق با ویژگیهایی است که برای شخصیت مازیار نوشته شده. احتمالا هیچ بازیگر دیگری نمیتوانست آنچه هنگام نگارش فیلمنامه از شخصیت مازیار در ذهن قاسمخانی وجود داشته را تا این حد دقیق پیاده کند. همراهی او با آیدا و کلکلهای بامزهشان بخش مهمی از جذابیت اثر را پیش میبرد. انتخاب دختربچه بسیار دقیق انجام شده. بازیاش تصنعی و لوس نیست و بهخوبی در قالب فیلم نشسته است. بازی سحر دولتشاهی هم با جنس فیلم همخوانی دارد و توانسته است انتظارها را برآورده کند. امین حیایی با اینکه حضور کوتاهی در فیلم دارد اما توجهها را به خودش جلب میکند. با گریم بامزه و لهجه شیرینش موقعیتی خندهدار خلق میکند و تصویری به یادماندنی برجا میگذارد.
«قایقسواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی و تهیهکنندگی روحالله سهرابی، محصول موسسه تصویر شهر است.
بازار ![]()