پیام خوزستان - ایسنا / مدرس دانشگاه با اشاره به توان دفاعی و باورهای اعتقادی مردم ایران گفت: «در کشوری که حدود چند میلیون نیروی دفاعی، بسیجی، سپاهی و میلیونها نفر وفادار به انقلاب دارد، بازگشت رضا پهلوی امکانپذیر نیست.»
بیژن عبدالکریمی در گفتوگویی که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) قرار گرفت، از گسستهای عمیق اقتصادی و فرهنگی، نقش رسانههای معاند، ناکارآمدی نهادهای رسمی و خطاهای درونگفتمانی سخن گفت.
ما با یک طیف مواجهیم، نه یک جریان یکدست
بازار ![]()
عبدالکریمی درباره علت گرایش برخی افراد به رضا پهلوی بیان کرد: «وقتی گفته میشود بعضی افراد یا بخشی از جامعه، از یک شخصیت خاص یا از یک جریان خاص حمایت کردهاند، معنایش این است که ما با یک طیف روبهرو هستیم؛ طیفی که در آن انگیزههای مختلفی وجود دارد. نکته بسیار بنیادینی که در این میان، معمولاً حاکمیت ما یا آن را نادیده میگیرد یا به زبان نمیآورد، این است که همواره دشمنان کشور ما بر گسستهای موجود در جامعه موجسواری میکنند. بر همین گسست اجتماعی است که ناتو، سازمان سیا، موساد، نیروهای اطلاعاتی و جاسوسی، نیروهای معاند مثل مجاهدین خلق، گروههای تروریستی و رضا پهلوی میتوانند بر آن موجسواری کنند.»
این مدرس دانشگاه با اشاره به وجود سه گسست اساسی در جامعه ایرانی، و درخواست توجه حاکمیت، گفتمان انقلاب و روحانیت به این سه گسست، نخستین گسست را اقتصادی و طبقاتی میداند و افزود: «آرمان عدالت در جامعه ما گم شده است. جامعه امروز ایران، با یکی از بزرگترین شکافهای طبقاتی مواجه است؛ شکافی که حتی در خود آمریکا که اوج نظام سرمایهداری است، چنین وضعیتی وجود ندارد. تودههای محرومی که همواره بار سنگین جامعه، انقلاب، جنگ و حضور در حماسههای گوناگون، از جمله حماسه بیستودوم دیماه امسال را بر دوش کشیدهاند، امروز زیر فشارهای معیشتی در حال فرسایشاند و دامنه فقر در میان آنان روزبهروز گستردهتر میشود.»
او این وضعیت را «مهمترین بحران کشور» میداند و گفت: «حاکمیت در برابر شکلگیری و سلطه یک طبقه الیگارش، با مسامحه برخورد میکند؛ الیگارشهایی که استقلال کشور، آرمانهای انقلاب، خون شهدا، امنیت غذایی و داراییهای این ملت را به گروگان گرفتهاند. من میتوانم دلنگرانی حاکمیت و شرایط سخت کشور در دوران تحریمها را درک کنم، اما چارهای نداریم؛ اگر با این الیگارشها برخورد نشود، کشور را بر باد خواهند داد.»
«جاوید شاه»؛ فریاد ناامیدی، نه نوستالژی سیاسی
عبدالکریمی در تحلیل شعار «جاوید شاه» تأکید کرد: «بخشی از مردمی که به رضا پهلوی توجه نشان میدهند، این گرایش را نه از جنبه ایجابی، بلکه از جنبه سلبی دنبال میکنند.»
او در توضیح این حمایت بیان کرد: «معنای واقعی این حمایت و شعار آن است که دهکهای پایین اجتماعی و طبقه متوسط عملاً نابود شدهاند، دچار ناامیدی عمیق شدهاند و دیگر هیچ افقی برای آینده خود نمیبینند. چنین وضعیتی، میل به یک حرکت ارتجاعی را شکل میدهد؛ یعنی تمایل برای بازگشت به گذشته و به نظامی که خود همین ملت آن را سرنگون کرده است.»
عبدالکریمی با بیان این که «این شعار هیچ معنای ایجابی ندارد؛ بلکه بیانگر این احساس است که جمهوری اسلامی و حاکمیت انقلاب، از نگاه این بخش از جامعه، دیگر هیچ راهی برای بهبود شرایط کشور باقی نگذاشتهاند.» ضمن انتقاد از نهادهای رسمی نیز گفت: « از نگاه بخشی از جامعه، مجلس نماینده واقعی مردم محسوب نمیشود، خانه ملت و خانه محرومان نیست و پژواک صدای محرومان در آن شنیده نمیشود. همین نگاه درباره صداوسیما نیز مطرح میشود و به همین دلیل است که برخی از آحاد جامعه، نارضایتیها و اعتراضهای خود را در رسانههایی مثل بیبیسی و ایران اینترنشنال که رسانههای دشمن هستند، دنبال میکنند. اینها نقصانهای ماست.»
گسست دوم؛ شکاف فرهنگی و حذف نیروهای واسطه
این استاد دانشگاه دومین گسست موجود در جامعه را گسست فرهنگی عنوان کرد و ادامه داد: «ما با بخشی از جامعه روبهرو هستیم که به لحاظ فکری و فرهنگی، خود را با ارزشهای غربی تعریف میکنند، میکوشند خود را یک شهروند جهانی بدانند و پیوندهایشان را با سنت کم کنند. این بخش از جامعه در تبلیغات رسمی، صداوسیما، مدارس و نهادهای فرهنگی نادیده گرفته شده و همین نادیدهانگاشتن، خشم و کینهای انباشته ایجاد کرده است. یکی از خطاها این بود که تمام نیروهای واسطهای که میتوانستند تا حدی نمایندگی این بخش از جامعه را بر عهده بگیرند و صدای آنها باشند، حذف شدند.
گسست سوم؛ نقش رسانهها در برجستهسازی چهرهها
عبدالکریمی سومین عامل را نقش رسانههای معاند در برجستهسازی چهرهها میداند و معتقد است: «بسیاری از این افراد، بیش از آنکه دارای پایگاه اجتماعی واقعی باشند، محصول برجستهسازی رسانهایاند. این رسانهها هستند که از برخی چهرهها، شخصیت سیاسی میسازند و تا زمانی که دوربین و تریبون در اختیارشان قرار دارد، در صحنه حضور دارند؛ اما با کناررفتن رسانه، این چهرهها عملاً فاقد هرگونه اصالت اجتماعی میشوند.»
این استاد دانشگاه تأکید کرد: «رسانهها قادرند هر فردی را، صرفاً با تکرار و برجستهسازی، به یک چهره سیاسی تبدیل کنند؛ درست مثل ماریا کورینا ماچادو که بهعنوان یک چهره سیاسی مطرح شد، اما در نهایت این آمریکا بود که منافع نفتی ونزوئلا و مدیریت این کشور را در اختیار گرفت.»
عبدالکریمی تصریح کرد: «مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر عمل میکنند؛ از یکسو گسست اقتصادی و ناامیدی بخشی از جامعه، از سوی دیگر گسست فرهنگی و نادیدهگرفتهشدن بخش نوگرای غربزده و در نهایت نقش رسانهها در جهتدهی و تشدید این شکافها نقش دارند.»
سناریوی بازگشت؛ از خشونت داخلی تا تجزیه سرزمینی
عبدالکریمی با اشاره به توان دفاعی و باورهای اعتقادی مردم ایران میگوید: «در کشوری که حدود چند میلیون نیروی دفاعی، بسیجی، سپاهی و میلیونها نفر وفادار به انقلاب دارد، بازگشت رضا پهلوی امکانپذیر نیست. چنین بازگشتی بسیار خونین خواهد بود و کار به آنجا نمیکشد، اگر قوه خیال را بخواهیم به کار بندازیم و حتی فرض کنیم که رضا پهلوی بتواند به کمک نیروهای خارجی بازگردد، اولین کارش قلعوقمع نیروهای وفادار به انقلاب و یک قتلعام گسترده خواهد بود.
این استاد دانشگاه در ادامه هشدار داد: «ورود رضا پهلوی با پشتوانه خارجی زمینهساز اشغال بخشهایی از خاک کشور خواهد شد و در نهایت حتی خود او نیز درگیر چالشها و تعارضهای جدی با آمریکا و اسرائیل میشود؛ تعارضهایی که هزینه اصلی آن را ملت و سرزمین ایران خواهند پرداخت.»
ضرورت بازسازی گفتمانها برای عبور از بحران
عبدالکریمی در پاسخ به این پرسش که راه درست عبور از بحرانهای کنونی کشور چیست، با اشاره به دو نقطه عطف مهم در سال جاری، یعنی جنگ ۱۲ روزه و حوادث اخیر، تأکید کرد: «ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر نمیتوان با گفتمانهای پیشین از آن عبور کرد. گفتمان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور نیازمند تحولی بنیادین است؛ تحولی که بتواند بهطور واقعی در امتداد «گفتمان انقلاب» و بهویژه «گفتمان مقاومت» قرار گیرد. گفتمان سیاسی، اقتصادی و رسانهای کشور در حال حاضر به هیچوجه همتراز با گفتمان مقاومت نیست و همین ناهماهنگی، کشور را در برابر فشارها و تهدیدها آسیبپذیر کرده است. »
به اعتقاد عبدالکریمی، رسانهها، فضای فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خطبههای نماز جمعه و بسیاری از نهادهای تأثیرگذار دیگر، نیازمند تغییرات عمیق و ساختاری هستند تا بتوانند نقش واقعی خود را در عبور کشور از این شرایط ایفا کنند.
این استاد دانشگاه در ادامه تأکید کرد که تنها نیرویی که توان پیشبرد چنین تحولاتی را دارد، نیروهای اصیل گفتمان انقلاب هستند و افزود: «من از نیروهای اصیل و ریشهدار گفتمان انقلاب میخواهم که برای نجات ایران به صحنه بیایند و با شجاعت، خودِ گفتمان انقلاب را مورد نقد قرار دهند و به کاستیها و نقصانهای آن بپردازند؛ چرا که تنها از مسیر این نقد درونگفتمانی است که میتوان از استقلال کشور، توان دفاعی و تمامیت ارضی ایران صیانت کرد و مانع از تبدیل شدن ایران به یک زمین سوخته شد.»